در سالروز شهادت این سردار نامدار، تاریخ رشادت های او را در گفت وگو با برادر ارجمندش، حاج محمود برونسی مورد کاوش قرار دادیم.
جناب برونسی خرسندیم که آثار و مبارزات سردار شهید در قالب کتاب و فیلم به تصویر کشیده شده است اما می خواهیم از این گفت و گو به عنوان فرصتی برای آشنایی عمیق تر نسل جوان با اندیشه ها و سیر زندگی ایشان استفاده ببریم لذا می خواهم شما ابتدا شرحی از دوران زندگی شهید و محیطی که شخصیت او در آن شکل گرفت، ارائه کنید؟
حاج عبدالحسین از ابتدا به عنوان یک فرد مذهبی مطرح بود. بدون آنکه بخواهم تعریف و تمجید اضافی بکنم او یک مسلمان واقعی و پایبند به احکام دین بود. مسائل شرعی و فرایض دینی را از جوانی مورد توجه قرار می داد. همین روحیه مذهبی اش را به اعضای فامیل و خانواده هم منتقل کرده بود. می توانم بگویم همه اعضای خانواده بویژه فرزندانش به تأسی از حاجی با نماز و قرآن مأنوس بودند.
البته مذهبی بودن او از نوعی نبود که تعلیمات یا توصیه هایش با سختگیری یا تحمیل همراه باشد. یادم هست که حاجی ابتکارهای خاصی برای تشویق بچه ها به تعلیم قرآن داشت مثل دادن هدیه یا تهیه جایزه برای آنها در فصل های مختلف سال.
از نظر شرایط زندگی باید بگویم، خانواده ما کشاورز و روستازاده بودیم. حاجی با تلاش و همت خودش بنای زندگی اش را ساخت. ورد زبانش این بود که باید برای داشتن زندگی سالم و خداپسندانه، باید همت نشان داد و همه سعی کنیم نان حلال به خانه بیاوریم. حاجی روحیه قناعت پذیر داشت و از ابتدا توانسته بود بر تمناهای دنیوی غلبه کند. او با افتخار خود را کارگر معرفی می کرد و با همین روحیه بسیاری از کارهای سخت از سبزی فروشی تا بنایی را تجربه کرده بود.
فعالیت سیاسی سردار برونسی از قبل از انقلاب شروع می شود و من در خاطراتش خواندم که در همان دورانی که به اصلاحات ارضی شاه معروف است او با نمایندگان رژیم، خان ها و فئودالهای محلی درگیر شده بود، از مبارزات آن دوره بیشتر برای ما بگویید؟
درست است حاجی در دورانی که معروف به اصلاحات ارضی رژیم بود مقاومت زیادی از خود نشان داد و در این زمینه فشارها و تهدیدهای زیادی را هم متحمل شد. او با عوامل و مأموران شاه در منطقه بر سر تصرف ملک و اراضی مردم درگیر شد این حرکت او در آن دوره خشم هواداران شاه را برانگیخت.
این اولین تجربه مبارزاتی حاجی به همین زمان برمی گردد. ساواک و دستگاه امنیتی رژیم به تعقیب او اقدام کرد و چند بار بازداشتش کردند و مورد شکنجه قرار دادند. خانواده ما در آن روزها شدیداً نگران سلامت و امنیت حاجی بودند مخصوصاً خبرهایی که می رسید حاکی از این بود که حکم اعدامش را نیز امضا کرده اند. به هرحال دوران زندان حاجی تا زمان انقلاب طول کشید.
از شکنجه های حاج عبدالحسین پاره ای خاطرات جسته گریخته منتشر شده است اینجا چنان که مقدور است مواردی را برای مخاطبان نشریه ذکر کنید؟
هم بندهای حاجی در سالهای بعد برای ما نقل کردند که زندانبانان و مأموران شاه او را به شدیدترین وجه مورد ضرب و شتم قرار می دادند و در این شکنجه ها ساواک دنبال این بوده که ببیند آیا ایشان با گروه و شبکه ای ارتباط دارد یا نه. می خواستند تحت شکنجه اعتراف کند که مثلاً از فلان گروه یا شخصیت برای ایستادن مقابل طرح های رژیم دستور گرفته است. اما حاجی هیچ اعترافی نکرده بود به همین دلیل تحت شکنجه آسیب های شدید بر بدنش وارد شده بود مثلاً دندانهایش را شکسته بودند، با اسلحه به سر و صورت و سینه اش ضربه های سنگین وارد کرده بودند.
می رسیم به دوران پیروزی انقلاب، در مقطع جمهوری اسلامی سردار برونسی فعالیت خویش را در چه حوزه و مسئولیتی آغاز کرد؟
مثل بسیاری از جوانان انقلابی آن دوران، حاجی بعد از انقلاب وارد سپاه شد. حضور او در سپاه با شروع غائله کردستان همزمان شد. ایشان چنان که در خاطرات همرزمانش احتمالاً خوانده اید، در نبرد با ضد انقلاب و جدایی طلبان در کردستان تلاش های زیادی داشتند و برای اولین بار در جریان غائله کردستان بود که ایشان مجروح شدند.
گویا بعداً در عملیات های دیگر هم ایشان چند بار مجروح شدند؟
بله حاج عبدالحسین سابقه مجروحیت زیادی را داشت. بعد از هر بار مجروحیت و بهبودی نسبی دوباره راهی جبهه می شد. من خودم از این میزان تحمل و مقاومت او شگفت زده می شدم. واقعاً روحیه ایستادگی حاجی از دوران شکنجه ساواک تا دوران تحمل زخم های اشغالگران بعثی تغییر نکرده بود؛ صبور و خستگی ناپذیر بود. بدنش پر از جراحت و ترکش بود. دست، پا، شکم و بسیاری از اعضای بدنش زخمی شده بود.
در عملیات های مختلفی که سردار برونسی مسئولیت داشت، اقداماتی انجام داده بود که در خاطره بچه های دفاع مقدس ثبت شده است. ممکن است در این فرصت برخی از این حرکتهای ماندگار را ذکر کنید؟
حاجی مسئولیت اجرای برخی از مأموریت ها و عملیات های سخت را برعهده داشت. چنان که اطلاع دارید حساسترین مسئولیت او در روزهای پایانی حیاتش، هدایت و فرماندهی تیپ جوادالائمه بود. خاطره ای که اشاره کردید به عملیات موفق آزاد سازی ارتفاعات کله قندی در جریان عملیات والفجر 3 مربوط می شود که حاجی فرماندهی گردان بلال را عهده دار بود. در جریان این عملیات ایشان به اتفاق همرزمانش با اسارت گرفتن جاسم یعقوب داماد و پسرخاله صدام، در خبرها و رسانه ها مطرح شدند.
ماجرای شهادت ایشان چگونه رقم خورد. در خاطرات سردار شهید آمده است: ایشان پیشاپیش برای همرزمانش خوابی را توصیف کرده است که تعبیرش در عمل همان شهادتش در عملیات بدر می شود؟
همینطور است. آن طور که بچه های همرزم حاجی نقل کرده اند او در عملیات بدر حال و هوای کسی را داشته است که خود را برای رفتن به سفر ابدی آماده می کند. خواب معروف حاجی این بوده که حضرت فاطمه(س) را در عالم رؤیا زیارت می کند و آن حضرت مژده شهادت را به حاجی می دهد. او حتی برخی از جزئیات شهادتش مثل محل واقعه را هم به نقل از برای بچه ها توصیف می کند یعنی منطقه عملیاتی بدر. قبل از آن هم به خانواده و همسرش گفته بود که این سفرش بی بازگشت است و سفرش به شهادت ختم می شود.
حاجی همانگونه که خودش آرزو کرده بود در عملیات بدر به جمع شهدا ملحق شد. ما و بچه هایش سالها برای یافتن پیکر او انتظار کشیدیم و نکته عجیب برای من این بود که خبر یافتن پیکرش را در شب شهادت حضرت فاطمه (س) و بعد از نزدیک 30 سال به ما دادند.
آیا سردار شهید وصیتنامه ای هم برجای گذاشته اند؟
بله متن وصیتنامه او در دست ما است که به همراه برخی از لوازم شخصی اش مثل سجاده و قرآن و پلاکش به یادگار مانده اند. در بخشی از این وصیتنامه می گوید: من با چشم باز این را پیمودهام و ثابت قدم ماندهام؛ امیدوارم این قدمهایی که در راه خدا برداشتهام، خداوند آنها را قبول درگاه خودش قرار دهد و ما را از آتش جهنم نجات دهد.فرزندانم، خوب به قرآن گوش کنید و این کتاب آسمانی را سرمشق زندگیتان قرار بدهید. باید از قرآن استمداد کنید و باید از قرآن مدد بگیرید و متوسل به امام زمان (عج) باشید. همیشه آیات قرآن را زمزمه کنید تا شیطان به شما رسوخ پنهانی نکند.
در سالهای بعد از جنگ و با سابقه طولانی که سردار برونسی در مبارزه علیه رژیم شاه و نیز ایستادگی در برابر تجاوزات ارتش صدام داشت، بسیاری از راویان و نویسندگان دفاع مقدس تلاش کردند تا خاطرات حماسه های او را ثبت و ضبط کنند. شما چه اندازه در جریان این آثار هستید؟
برای ما جای شکر دارد که یاد حاجی در خاطرها زنده مانده است. بله همین روال است که شما گفتید، چند کتاب و فیلم از ایشان تهیه و منتشر شده است. یکی از این آثار تحت عنوان کتاب «خاکهای نرم کوشک» از زبان اعضای خانواده حاجی و نیز همسنگرانش منتشر شده و چندین بار هم تجدید چاپ شده است. از کارهای قابل تقدیر دیگر فیلم «به کبودی یاس» است که صحنه هایی از زندگی و مجاهدت های حاجی در آن نمایش داده شده است.